خرید بک لینک

آتش نماد پاکی سیاوش است که به گناه نکرده وارد ان شد تا خود را به اثبات برساند پلاسکو میسوزد و سیاوشانی باید از آن رد شوند و سیاوشانی نیز به گناه دگران نیز سوختند تا ما پاکی را بیاموزیم و پاک زندگی کنیم و یاد بگیریم که قضاوت نکنیم.

پلاسکو همین حوالی ماست . کمی بالاتر از عادی شدن کارها و امور بسیار ساده و معمولی مان و روزمرگیهایی که ما را دچار خود کرده است.
پلاسکو که سوخت با خود خیلی چیزها را هم سوزاند . فرهنگ را سوزاند . احساس را سوزاند . چشمها را سوزاند . حتی بینی خیلیها را هم سوزاند و این سوختن آغازی برای پاکی است . آتش نماد پاکی سیاوش است که به گناه نکرده وارد ان شد تا خود را به اثبات برساند .

پلاسکو 600 باب مغازه داشت . هر باب یک نفر فقط صاحب مغازه داشته باشد و هر مغازهدار هم فقط یک شاگرد میشود 1200 نفر . اما طبق آمار دادهشده 4000 نفر در این پاساژ کار میکردند و تمام سرمایه زندگیشان در آتش پلاسکو داشت میسوخت .

یک سوال ؟ آیا شما به جای هر کدام از این افراد بودید محل را ترک میکردید؟ که سرمایه تمام زندگیتان دارد در آتش بلعیده میشود؟ یا اگر پدر شما در این پاساژ کار میکرد خود را با سریع ترین وسیله نمی رسانید به پلاسکوی در حال سوختن و نگران نمی شدید ؟
توهین نکنیم... هم وطنی که عکس یا فیلم گرفته است فاجعهای را با سریعترین وسیلهای که داشته است نشان داده است . دنیای امروز دنیای عکس و فیلم است . آیا خود شما اگر فیلم یا اگر عکس نگیرید در ان منطقه باشید چه کار میکنید؟ منطقه را ترک میکنید؟ عمق فاجعه را درک کرده بودید؟ حادثه قطار را که فراموش نکردهایم مردمی که برای تماشا رفتند، شایعهپراکنی نکنیم ...وقتی یک حادثه اتفاق میافتد بدون آنکه از صحت خبری مطلع باشیم آن را منتشر نکنید و باعث مشکلات بیشتر نشویم هراس و دلهره را بیشتر نکنیم.
به مسئولین مربوطه اعتماد کنیم...در این مساله آتشنشانان و امدادگران و ...را مورد اعتماد و متخصص بدانیم و به انها اطمینان خاطر داشته باشیم که کارشان را بهتر انجام دهند و باعث مشکلات بیشتر نشویم.
برایشان دعا کنیم ... برای آتشنشانان، امدادگران، هلالاحمر، پلیس، خبرنگاران، عکاسان و همه آنان که در پست مسئولیتی خود به وظیفه خود در راستای خدمت به مردم جان خویش را در دست گرفتهاند دعا کنیم . و در پایان فراموش نکنیم اگر پلاسکو سوخت چیزهای دیگری از سوختن رمید و فرار کرد .

نوشته شده در یکشنبه سوم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 14:30 توسط : زندانی ابد و یک روز | دسته :

برچسب: نویسنده: آرمان کوهی تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 14:33

صفحه بندی